X
تبلیغات
نظریه های جامعه شناسی

نظریه های جامعه شناسی

مطالب مهم درسی

جامعه شناسي علم و معرفت
گفتگو با حجت الاسلام حميد پارسانيا


     معرفت و آگاهي انساني از جهات و ابعاد مختلف قابل پژوهش و بررسي است و پرسش از معرفت آدمي از ديرباز مورد توجه انسان بوده است. از جمله شناخت هاي مختلفي که درباره معرفت انسان وجود دارد عبارتند از: هستي شناسي معرفت، معرفت شناسي، روش شناسي معرفت و منطق، فيولوژي معرفت، روانشناسي ادراک و معرفت، جامعه شناسي معرفت و امثال آن. لطفا در ابتدا به توضيحي مختصر در باب هر يک از اين رويکردها بپردازيد.
    قديمي ترين تحقيقات درباره معرفت در حوزه مطالعات فلسفي است و به دنبال پاسخ از پرسش هاي فلسفي در باب معرفت است. مطالعات فلسفي معرفت، به مباحث هستي شناسي و وجودي (انتولوژيک) معرفت مي پردازد. مانند اينکه آيا علم وجود دارد يا نه؟ آيا وجود علم مادي و محسوس است يا مجرد و غيرمادي؟ آيا بين وجود عالم و معلوم، تقابل و کثرت است يا اتحاد و وحدت؟ آيا وجود علم، عالم و معلوم، جزيي است يا يکي؟ مباحث معرفت شناسي به پرسش از نسبت معرفت و علم با معروف و معلوم و چگونگي حکايت علم از عالم خارج و همچنين به محدوده، ميزان و توان دانش بشري و مسائلي از اين قبيل مي پردازد. اين سلسله مباحث از ديرباز در متن يا حاشيه مباحث فلسفي مطرح شده است. در فلسفه اسلامي باگذشت زمان و به تدريج مباحث هستي شناسي و معرفت شناسي در فصل هايي جدا از يکديگر متمرکز مي شوند. مباحث معرفت شناسي بيشتر تحت عنوان مباحث وجود ذهني قرار مي گيرد. در مباحث روش شناسي، درباره حرکت ها و انتقالات ذهني که به پيدايش تصورات و تصديقات جديد منجر مي شود، تحقيق مي شود. در اين فن درباره هستي هيچ واقعيتي و از جمله درباره هستي علم و معرفت، بحث نمي شود. بلکه از مسيري بحث مي شود که ذهن براي تحصيل علم نسبت به امور مختلف طي مي کند. فيزيولوژي معرفت به شرايط وجود جسماني و ملازمات مادي و کنش هاي فيزيولوژيک و تحولات بدني اي مي پردازد که در ادوات، ابزارها و مراکز ادراکي بدن به هنگام تحصيل معرفت پديد مي آيد. اين علم از ديرباز در علوم طبيعي، به شيوه اي تجربي وجود داشته است. بخشي از طبيعيات قديم، نبات و گياه شناسي و بخشي ديگر نفس شناسي و علم النفس است. در بخشي از فصول علم النفس، به بررسي مسئله ادراکات حيوان و انسان و قواي مربوط به آن مي پرداختند. روانشناسي معرفت، به ابعاد رواني معرفت مي پردازد. پيشينه تاريخي اين بخش نيز به مباحث علم النفس و تقسيمات قواي نفساني به قواي علمي و عملي باز مي گردد. تقسيم قواي نفساني به قواي علمي و عملي و تاثير متقابلي که قواي علمي و عملي بر يکديگر مي گذارند زمينه طرح بسياري از مسائل اخلاقي و مباحث رواني معرفت را پديد مي آورد. دانش اجتماعي از آغاز نسبت به معرفت انساني و جايگاه آن در نظام اجتماعي بي توجه نبوده است.
    به نظر مي رسد که جامعه شناسي معرفت هم در آراء انديشمندان مسلمان مطرح بوده است و هم فيلسوفان غربي چون اگوست کنت، ماکس شلر و ماکس وبر به رشد و پيدايش آن کمک شاياني نموده اند. در اين ميان جامعه شناسي معرفت يکه تاز ميدان گرديد و گوي سبقت را از تحليل هاي روان شناختي و فيزيولوژيکي معرفت ربوده است از اين رو با جايگزين شدن جامعه شناسي معرفت نسبت به معرفت شناسي و فلسفه علم که در مواردي به دليل دانش منطق نيز هستند، خود را ميراث دار بخش اعظم و غالب دانش هايي مي داند که در تاريخ تلاش علمي بشر، فراهم آمده است.
    همان طور که بيان کرديد دانش جامعه شناسي معرفت در نزد انديشمندان مسلماني چون فارابي و ابن خلدون مطرح شده بود. فارابي نوع بندي اجتماعي خود را براساس صور مختلف معرفتي سازمان مي دهد. عصبيت در ديدگاه ابن خلدون، صورتي از معرفت حسي - عاطفي است که در مسير تطورات خود، تحولات و تغييرات اجتماعي را به دنبال مي آورد. آگوست کنت که به عنوان موسس و بنيانگذار جامعه شناسي کلاسيک شناخته مي شود، مقاطع سه گانه تاريخ بشري را براساس سه نوع معرفت ديني، فلسفي و تحصلي تفسير مي کند. به نظر او جامعه شناسي چيزي جز علم فهم و شناخت نيست و دور کيم که جايگاه دانشگاهي و آکادميک جامعه شناسي را تحکيم بخشيد به هويت اجتماعي معرفت انساني، تصريح مي کند و خصوصا معرفت و آگاهي ديني انسان را تجلي وجدان جمعي جامعه مي خواند.
    مارکس علاوه بر معرفت ديني، انديشه هاي سياسي و ايدئولوژيک را نيز به پايگاه طبقاتي آن ارجاع مي دهد. ماکس وبر، بر هويت آگاهانه و معرفتي نظام اجتماعي و به دنبال آن بر چهره تفهمي جامعه شناسي توجه مي دهد. دانش اجتماعي به طور عام و جامعه شناسي به طور خاص، همانند روانشناسي و روان کاوي هيچ گاه به معرفت انساني بي توجه نبوده است. ويژگي نگاه اجتماعي به معرفت، در نظر به بعد اجتماعي آگاهي و تاثيرات متقابلي است که بين معرفت و نظام اجتماعي برقرار است.
    جامعه شناسي معرفت در پي آن است تا حضور تعيين کننده نظام اجتماعي در نظام معرفتي افراد را ارائه دهد. ماکس شلر اولين کسي بود که در اوايل دهه بيست، اصطلاح جامعه شناسي معرفت را به کار برد و از اواخر همان دهه، جامعه شناسي معرفت به عنوان يک رشته تخصصي کلاسيک، به رسميت شناخته شد. مانهايم، جامعه شناسي معرفت را در مرکز تحليل هاي جامعه شناسي خود قرار داد و گفت: من مي خواهم معرفت شناسي کهن را از بيخ و بن براندازم. جامعه شناسي معرفت، با استفاده از ميراث جامعه شناسي کلاسيک قرن نوزدهم به سرعت توانست بخش هايي از آگاهي يعني دين، ايدئولوژي و بالاخره فلسفه را تحت پوشش قرار دهد. فتح قلمرو علم، جامعه شناسي را جايگزين معرفت شناسي کرد و جامعه شناسي علم را عهده دار رسالتي ساخت که فيلسوفان علم مدعي آن بودند و به اين ترتيب رفتاري که معرفت شناسي و فلسفه علم پس از کانت با هستي شناسي داشت اينک جامعه شناسي علم با هستي شناسي و مباحث انتولوژيک و وجودشناسي معرفت انجام داد.
+ نوشته شده در  87/12/18ساعت 12:34  توسط افشار  | 

فشار روانی

تازه کردن چاپ
جامعه و علوم اجتماعی > روان شناسی > انگیزش و هیجان
جامعه و علوم اجتماعی > روان شناسی > روان شناسی احساس
جامعه و علوم اجتماعی > روان شناسی > روان شناسی مرضی
جامعه و علوم اجتماعی > روان شناسی > روان شناسی اجتماعی
جامعه و علوم اجتماعی > روان شناسی > روان درمانی
(cached)

فشار روانی یا استرس


واژه استرس به معنی فشار و اجبار و واژه‌ای است انگلیسی و در زبانهای مختلف با همین لفظ بکار برده شده است. در زبان فارسی واژه «فشار روانی» را به عنوان برابر نهاده استرس بکار برده‌اند که با مفهوم دقیق استرس سازگارست. به عبارتی فشار روانی عبارت است از : «یک واکنش جسمی که به دنبال یک تحریک درونی (شناختی) یا بیرونی (محیطی) به وجود می آید».

البته از استرس تعاریف متعددی شده است. استرس یا فشار روانی مجموع واکنشهای جسمی ـ عاطفی و ذهنی است که ارگانیسم را در برابر محرکهای خارجی و داخلی که برهم زننده ثبات و اوضاع فیزیولوژیک بدن که عموما ناخواسته‌اند نشان می‌دهد به عبارت دیگر احساس تنش روی اعضای بدن یا نیروی ذهنی تأثیر گذاشته و تعادل آن را برهم می‌زند.

نگاه اجمالی

«فشار روانی» که ترجمه کلمه انگلیسی « استرس Stress» می‌باشد احتمالا برای اکثر مردم واژه آشنایی است. چرا که همه ما به درجات مختلف آن را تجربه کرده یا می‌کنیم، چون فشار روانی در همه زمینه‌های زندگی و در همه مکانها و زمانها حضور دائمی دارد. در واقع زندگی عاری از فشار روانی امکان ندارد و آدمی برای آن که بطور «بهنجاری» به کار و کوشش بپردازد بایستی کمی فشار روانی احساس کند. اما در عین حال فشار روانی شدید و طولانی مدت دارای اثرهای آسیب‌زای «فیزیولوژیکی و روانی» است.

موقیعتهای خانوادگی و اجتماعی ، گرفتاریهای روزمره و … از عمده‌ترین ایجاد کننده فشار روانی هستند. بنابرین ، استرس واکنشی جسمانی و غیر ارادی با احساسی است که در برخورد با موقیعت جدید ، ناخوشایند یا خطرناک در فرد ایجاد می‌شود که در این حالت عضلات منقبض و با تخلیه ادرنالین اضافی به خون ، ضربان قلب تند می‌شود و فشار خون بالا می‌رود. این واکنش پاسخی به بقای شماست، تنش قدرت اضافی مورد نیاز برای مقابله با خطر و یا فرار کردن از آن را در شما ایجاد می‌کند.

تاریخچه

لکرد برنارد فیزیولوژیست قرن 19 متذکر شد که سلولهای بدن موجودات پیشرفته بوسیله محیط مایعی مانند خون احاطه شده و برای ادامه زندگی باید بطور مستمر وجود و ثبات داشته باشد. سلیه و همکارانش در سال 1925 در تحقیقات خود نشان دادند که تحت فشار، ارگانیسم به واکنش مبارزه یا فرار مبادرت می ورزد و اگر این پاسخ مزمن گردد تغییرات دراز مدت مانند فشار خون ، تصلب شرائین ، ضعیف شدن مصونیت بدن در مقابل امراض و تعداد بی شماری مشکلات دیگر می شود. در اوایل دهه1950 میلادی هملز در پژوهش های خود به این نتیجه رسید که تنها عامل مشترک در ایجاد هر نوع استرس لزوم و ضرورت و اجبار در تغییر و تحول مهم در زندگی معمولی فرد است.

واکنشهای جسمانی استرس

فشار روانی را می‌توان از روی واکنشهای جسمانی (که عوامل استرس‌زا آنها را بوجود می‌آورند) تشخیص داد این واکنشهای جسمانی عبارتند از « افزایش ضربان قلب ، تند شدن تنفس ، بالا رفتن فشار خون ، خشک شدن دهان ، عرق کردن دستها و پیشانی ، رنگ پریدگی ، لرزیدن دستها ، ناتوانی در صحبت کردن یا نوشتن به شکل صحیح و … .

انواع فشار روانی

از تعریف فشار روانی و ویژگیهای جسمانی آن چنین استنباط می‌شود که فشار روانی همیشه «منفی و مخرب» است و باید از آن اجتناب کرد اما همیشه اینطور نیست. فشار روانی در موارد زیادی می‌تواند «مثبت و مفید» مثلا وقتی صدایی می‌شنویم (نظیر صدای بوق ماشین) یک فشار روانی بوجود می‌آید که باعث آگاهی و حفاظت ما از خطر می‌شود. بنابراین باید بین فشار روانی «خوشایند و مثبت» و فشار روانی « ناخوشایند و منفی» (نظیر بیماری بلند مدت) تفاوت قائل شد. در واقع پیامد و اثری که استرس بر فرد و زندگی او می‌گذارد مشخص کننده « مثبت یا منفی» بودن استرس است، اما روانشناسی ، علاقمند بررسی پیامدهای «‌منفی» فشار روانی است آن را در معنای منفی آن بکار می‌برد.

علتهای فشار روانی

ناکامی

صرف نظر از اینکه در کنار آمدن با مشکلات تا چه اندازه توانا باشیم، باز هم در زندگی مواقعی پیش می‌آید که « ناکام» می‌شویم. انگیزه‌ها و خواسته‌های ما به آسانی ارضا نمی‌شوند و در واقع هنگامی که راه دستیابی به هدف دلخواه بسته می‌شود یا دستیابی به آن به تاخیر می‌افتد، ناکامی روی می‌دهد. موانع گوناگونی (بیرونی یا درونی) بر سر راه کوشش‌های فرد برای دستیابی به هدف قرار می‌گیرد نظیر راه بندان در خیابانها ، سر و صدا ، تبعیض نژادی ، معلولیتهای جسمانی.

دگرگونی‌های زندگی

رویدادهای مهمی که زندگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد (مثل ازدواج و یا مرگ یکی از اعضای خانواده ، یا تغییر محل سکونت) می‌تواند استرس به همراه آورند. عده‌ای از نظریه پرداران (هولمزو داهه) معتقدند که مواجه شدن با تعداد زیادی از موقعیتهای استرسزا در یک زمان کوتاه می‌تواند برای بهداشت روانی پیامدهای نامساعد داشته باشد و اگر میزان فشار روانی از توانایی سازگاری فرد فراتر رود، بهداشت روانی او به خطر می‌افتد که می‌تواند بصورت «بیماریهای جسمی و اختلالات روانی» بروز پیدا کند.

محیط اجتماعی نا مناسب

«موقعیتهای کاری نامناسب ، ازدواج با شکوه یا حقیرانه ، فضای سیاسی بسته و …» می‌تواند به عاملی برای احساس «فشار روانی» تبدیل شوند، با این همه یک عامل «ارزیابی شناختی» نیز در این امر دخیل است به گونه‌ای که یک فرد می‌تواند سالیان سال زیر سلطه یک کارفرمای بداخلاق به کار ادامه دهد، اما فرد دیگر نمی‌تواند حتی یک ماه نیز طاقت بیاورد. تحقیقات نشان داده‌اند جوامعی که «امنیت شغلی» ندارند و مردم همیشه نگران از دست دادن شغل خود هستند یا به راحتی نمی‌توانند کاری پیدا بکنند، «فشار روانی» زیادی به آنها وارد می‌شود و بهداشت روانی در اینگونه جوامع متزلزل است.

گرفتایهای زندگی

در کنار عوامل مختلفی که باعث «فشار روانی» در فرد می‌شوند، «گرفتاریها یا کارهای روزانه» یکی از منابع استرس هستند. این گرفتاریها به ظاهر کم اهمیت و بی‌معنا به نظر می‌رسند می‌توانند به منابع مهم «استرس» تبدیل شوند. «پیدا کردن جای پارک برای اتومبیل ، ایستادن در صف اتوبوس ، صرف وقت طولانی در بانک برای پرداخت قبوض ، گشتن به دنبال یک وسیله ناچیز گمشده و …» فقط نمونه کوچکی از این گرفتاریهای زندگی هستند.

برخی متخصصان معتقدند که « گرفتاریهای روزانه» خیلی بیشتر از سایر منابع فشارآور (استرس‌زا) هستند. در واقع می‌توان گفت وقتی رویداد مهمی در زندگی اتفاق می‌افتد، گرفتاریهای روزانه خود به خود افزایش می‌یابد و در نتیجه خود رویداد بیشتر «فشارآور» می‌شود مثلا وقتی در زندگی فردی «طلاق» (یک رویداد استرس‌آور) روی می‌دهد در دراز مدت دهها گرفتاری دیگر نیز بوجود می‌آید (نظیر مراقبت از بچه‌ها ، ترک خانه بوسیله زن یا شوهر ، اثاث کشی و…) که همگی باعث تجربه فشارهای روانی بیشتری توسط فرد می شوند.

نقش و تأثیر استرس در زندگی

در روانشناسی استرس ، یعنی انتظار سازگاری یا انطباق مقداری استرس لازم است تا ما بیدار و مشغول باشیم . هانس سلیه متخصص استرس این مقدار استرس را استرس شفابخش می‌نامد. اما اگر استرس شدید و بلند مدت باشد می‌تواند توانایی سازگاری را فلج کند و ما را افسرده سازد و آثار شومی داشته باشد.

شیوه های مقابله با استرس

لازاروکس و فولکمن (1984) برای مبارزه با استرس فهرستی از انواع مختلف منابع را فراهم آورند. سلامتی و توانایی ، افکار مثبت ، توانایی حل مسائل ، منبع کنترل درونی ، توانایی اجتماعی شدن ، حمایت اطرافیان و امکانات مالی.

مباحث مرتبط با عنوان


تعداد بازدید ها: 15927


صفحه‌‌ی اول | درباره‌‌ی رشد | ارتباط با رشد | نقشه‌‌ی رشد
+ نوشته شده در  87/11/29ساعت 14:19  توسط افشار  | 

  • بررسي عوامل مؤثر بر تقويت روحيه ي وجدان كاري كاركنان شاغل در سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران

    بررسي عوامل مؤثر بر تقويت روحيه ي وجدان كاري كاركنان شاغل در سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران

     


    كلمات كليدي : وجدان كاري، انگيزه ي شغلي، رضايت شغلي، درك عدالت سازماني، مشاركت سازماني، سبك مديريت، تعامل اظهاري در محيط كار، تعامل ابزاري در محيط كار
    موضوعات مقالات :ايثار و شهادت

    چکیده

    پژوهش حاضر، در صدد شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت روحیه‌ی وجدان‌کاری کارکنان شاغل در سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران می‌باشد. بدین‌منظور، از سه روی‌کرد روان‌شناختی، مدیریتی و جامعه‌شناختی استفاده شده است. روش تحقیق، پیمایش بوده که با استفاده از تکنیک پرسشنامه، اطلاعات مورد نیاز از 1988 نفر از کارکنان واقع در واحدهای تابعه‌ی منتخب سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران در سطح کشور به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای جمع‌آوری شده است. جهت احتساب اعتبار شاخص‌ها از اعتبار سازه و جهت محاسبه‌ی روایی از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شده است.

    نتایج به‌دست‌آمده از تحلیل رگرسیونی صورت‌گرفته نشان می‌دهد که متغیرهای انگیزه‌ی شغلی، رضایت شغلی، درک عدالت سازمانی، مشارکت سازمانی، سبک مدیریت مدیران، تعامل اظهاری در محیط کار، احساس بیگانگی از کار و نوع نگرش به کار در بین کارکنان، رابطه‌ معناداری با وجدان‌کاری داشته‌اند. در مجموع 76 درصد از واریانس تغییرات متغیر وابسته (وجدان‌کاری کارکنان) تبیین شده است.

     

    کلیدواژه‌ها: وجدان‌کاری، انگیزه‌ی شغلی، رضایت شغلی، درک عدالت سازمانی، مشارکت سازمانی، سبک مدیریت، تعامل اظهاری در محیط کار، تعامل ابزاری در محیط کار  

    مقدمه

    کار به‌عنوان کنشی عقلانی و هدف‌مند بیش از هر نوع فعالیت دیگری بخش عمده‌ی زندگی مردم را به خود اختصاص می‌دهد. هدف از کار، تولید کالا یا خدماتی است که انواع نیازهای متنوع انسانی را برآورده می‌سازد. انسان در فرایند کار با تغییر دنیای پیرامونش، ماهیت خود را نیز تغییر می‌دهد. یکی از جاهایی که کار و فعالیت انسانی به منصّه‌ی ظهور می‌رسد، سازمان‌ها و نهادهای مختلف اعمّ از دولتی یا غیردولتی می‌باشد.

    بدون وجود نیروی انسانی، وجود سازمان‌ها بی معنی خواهد بود؛ چرا که، امروزه‌ ثابت شده است‌ که‌ از مجموع‌ عوامل‌ مؤثر در فرایند تولید کالا و ارایه‌‌ی مطلوب‌ خدمات‌، عامل‌ انسانی‌ نقشی‌ اساسی‌ دارد. از همین روست که بیان می‌دارند نیروی انسانی عامل عمده و بنیانی ارزش افزوده به‌شمار می‌آید و منابع طبیعی و امکانات فیزیکی سهم ناچیزی در مقایسه با عامل نیروی انسانی دارند. عامل نیروی انسانی دارای چندین ویژگی عمده است که برخی از آن‌ها عبارتند از:

    1)تربیت و تخصص مناسب(توانایی) 2)تخصیص مناسب(به‌کارگیری) 3)وجدان یا وجدان کاری( تمایل ).  

    در این میان، وجدان‌کاری به‌مثابه‌ی یکی از عوامل کارآمدی نیروی انسانی؛ هم ریشه در فرایندهای جامعه‌پذیری دارد و هم در پی تعاملات افراد در سازمان کار و سلسله‌مراتب نقش‌ها و پایگاه اجتماعی ـ سازمانی کارکنان تکوین می‌یابد. در واقع این هنجارهای سازمانی هستند که کارکنان را به‌عنوان مجموعه‌ای مشبک به هم مرتبط می‌سازد و انتظارات نقشی را متناسب با پایگاه سازمانی افراد تعیین می‌کند. بنابراین، در ایفای نقش‌های سازمانی است که وجدان‌کاری تبلور می‌یابد.

    وجدان‌کاری را می‌توان نیرویی درونی دانست که به‌واسطه‌ی آن انسان به انجام کار بیش‌تر و بهتر گرایش می‌یابد به‌نحوی که بدون نیاز به نظارت بیرونی و از طریق خودکنترلی و به‌صورت خود‌انگیخته به بهترین نحو وظایف محوله را به‌انجام می‌رساند. وجدان کار را می‌توان طبق تعریف شورای فرهنگ عمومی کشور، وضعیتی دانست که در آن افراد جامعه، در مشاغل گوناگون سعی دارند تا کارهای محوله را به بهترین وجه و به‌طور دقیق و کامل و با رعایت اصول بهینه‌سازی انجام دهند (میرسپاسی، 1373: 39 و جدی، 1375: 22). مودی و همکارانش بر این باورند که سازمان‌ها در موارد بسیاری به افرادی نیاز دارند که به نفع سازمان و حتی فراتر از وظایف مقرره عمل کنند و این مسأله به‌ویژه در مشاغل حساس از اهمیت به‌سزایی برخوردار است. کوتاهی در ایجاد چنین وابستگی و پیوستگی در اعضای سازمان، مستلزم افزایش هزینه‌های لازم در جهت ایجاد نظام‌های کنترل دقیق و پیچیده در سازمان خواهد بود.

    کوهن(Cohen) بر این اعتقاد است که وجدان‌کار، نه به سازمان برمی‌گردد و نه به حرفه؛ بلکه به خود کار مربوط است. کسانی‌که متقبل کاری می‌شوند، احساس وظیفه‌ای قوی نسبت به کارشان دارند و ارزشی درونی برای کار قایل می‌شوند که به‌عنوان یک علاقه‌ی اصلی در زندگی آنان است. کوهن در تبیین وجدان‌کاری پنج بعد اساسی ذیل را مورد بررسی و مطالعه قرارداده است: 1) بعد سازمانی وجدان‌کاری 2) بعد شغلی وجدان‌کاری 3) بعد حرفه‌ای وجدان‌کاری 4) بعد کاری وجدان‌کاری 5) الزام کاری (1995 Cohen, به نقل از طالبیان، 1382: 117).

    در دهه‌ی گذشته مفهوم وجدان کار سازمانی جایگاه مهمی را در تحقیقات مربوط به رفتار سازمانی به خود اختصاص داده است. سامرز(Samers) با تأکید بر مدل چندبخشی وجدان‌کار سازمانی، معتقد است که وجدان سازمانی دارای سه بعد: عاطفی، مستمر و تکلیفی می‌باشد(طالبیان،1382: 120). راندل، وجدان کار سازمانی را در وجود سه ویژگی در بین کارکنان خلاصه می‌کند: 1)اعتقاد قوی فرد نسبت به سازمان و پذیرش اهداف سازمان 2)تلاش فراوان و مشتاقانه در جهت اهداف سازمان 3)تمایل کامل فرد به باقی‌ماندن در سازمان(1995، Cohen به‌نقل از خاکی،1376: 196 و 197).

    در مجموع با بررسی روی‌کرد‌ها و دیدگاه‌های صاحب‌نظران در مورد وجدان کار سازمانی و ابعاد آن، می‌توان به دو نوع روی‌کرد نگرشی (بعد هنجاری، هنجاری و عاطفی) و رفتاری (بعد مستمر) دراین خصوص دست‌یافت. براساس این دو روی‌کرد، ابعاد زیر برای بررسی وضعیت وجدان کاری در بین کارکنان مورداستفاده قرارگرفته است:

    1) بعد عاطفی: عبارت است از، احساس مثبت به سازمان و تعلق خاطر داشتن نسبت به آن.

    2) بعد هنجاری: عبارت است از، الزام اخلاقی به ماندن و کارکردن در سازمان.

    3) بعد مستمر: عبارت است از، دلبستگی به سازمان و پرهیز از هزینه‌های متصوره‌ی ناشی از ترک آن.

    4) بعد رفتاری: عبارت است از، تقید عملی کارکنان به وظایف و فعالیت‌های شغلی.

    در ادامه، جهت بررسی عوامل درون‌سازمانی مؤثر بر تقویت روحیه‌ی وجدان‌کاری کارکنان شاغل در سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران، به‌علت وجود روابط پیچیده میان پدیده‏های اجتماعی و انسانی، روی‌کرد روان‌شناختی(برای بررسی و مطالعه‌ی انگیزه و رضایت شغلی کارکنان)، روی‌کرد جامعه‌شناختی(برای بررسی و مطالعه‌ی نوع تعاملات و روابط کارکنان در محیط کار، احساس بیگانگی از کار) و روی‌کرد مدیریتی (برای بررسی و مطالعه‌ی وجدان‌کاری، سبک‌های مدیریتی، درک عدالت سازمانی و مشارکت سازمانی، نگرش شغلی، انگیزش و رضایت شغلی ازمنظر مدیریتی) استفاده‌گردیده است تا درنهایت در یک مدل تحلیلی- ترکیبی به تبیین چگونگی تأثیر عوامل مختلف بر میزان وجدان کاری کارکنان شاغل در سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران پرداخته شود.

    از دیدگاه روان‌شناسان، انسان‌ها علاوه بر نیازهای فیزیولوژیک، نیازهای دیگری از جمله نیازهای روان‌شناختی دارند که باعث تحرک و پویایی‌شان می‌شود. مهم‌ترین نظریه‌های ارا‌یه شده در این زمینه، تئوری‌های محتوایی و فرایندی انگیزش می‌باشند.

    تئوری‌های محتوایی، موارد خاصی را از درون افراد، مورد بررسی قرارمی‌دهند که موجب برانگیخته شدن افراد می‌شود که مهم‌ترین این تئوری‌ها، تئوری نیازهای مازلو است. مازلو، نیازهای انسانی را به پنج دسته‌ی اساسی تقسیم می‌کند و معتقد است که این نیازها از یک سلسله‌مراتب خاص برخوردار هستند، به‌گونه‌ای که ارضای یک مرتبه از این نیازها باعث رشد انسان و تحریک مرتبه‌ی بعدی نیازها می‌شود. به بیان دیگر، از نظر مازلو: یک مرتبه از نیازها، زمانی فعال می‌شوند که مرتبه‌ی پیشین نیازها ارضا شده باشند. بنابراین، می‌توانیم بگوییم: زمانی افراد به وجدان و تعهد کاری دست پیدا می‌کنند که سازمان بتواند نیازهای ابتدایی و سطح پایین آن‌ها را برطرف کند و در این حالت است که افراد از یک مرتبه‌ی نیازی به مرتبه‌ی بالاتر حرکت می‌کنند (سیترز و پرتر،1372: 70 و71 ). نظریه‌ی آلدرفر نیز مانند نظریه‌ی مازلو و در واقع شکل تعدیل شده‌ی آن می‌باشد، آلدرفر سعی‌کرده است که پنج دسته از نیازهایی را که مازلو مطرح کرده بود، در سه دسته‌ی اصلی ادغام کند؛ ولی تفاوت نظریه‌ی وی با نظریه‌ی مازلو در این است که اولاً؛ آلدرفر حرکت بازگشت از سطح بالا به پایین را در سلسله‌مراتب نیازها در نظرمی‌گیرد و همچنین این امکان را می‌دهد که در آنِ واحد، دو مرتبه از نیازها با هم فعال شوند(همان، صص72 و73)؛ امّا باید اذعان کرد که برای پاسخ به این‌که چرا یک فرد درجه‌ی بالایی از کوشش را به کار می­گیرد؟ نیازهای اساسی که مازلو و آلدرفر داعی آن می‌باشند، صرفاًً نمی­توانند قانع­کننده باشند؛ چرا که مقداری از تلاش و کوشش یک کارمند به جنبه­های اساسی و زیربنایی موقعیت و شرایط شغلی بستگی دارد. از این رو، در ادامه به تئوری‌های فرایندی پرداخته می‌شود.

     این تئوری‌ها بر نیازها و متغیرهای موقعیتی که می‌توانند به‌طور مشترک رفتار فردی (کارکنان) را تبیین کنند، تأکید دارند. در بین تئوری‌های فرایندی، دو نظریه‌ی تقویت و انتظار وجود دارد که اولی به‌گونه‌ای ماشینی، و دومی به‌گونه‌ای انسانی مطرح شده‌اند.

    نظریه‌ی تقویت این‌گونه مطرح می‌کند که از طریق شرطی‌کردن انسان‌ها می‌توان رفتار آن‌ها را اصلاح و تعدیل کرد و مسیر این رفتارها را به سمت رفتارهای مناسب و مطلوب سوق داد. به بیان دیگر: این نظریه در پی آن است که رفتارهای مطلوب را از طریق شرطی‌کردن افزایش دهد و از رفتارهایی با پی‌آمد نامطلوب بکاهد و به این طریق رفتار فردی را شکل دهد. این نظریه به‌گونه‌ای کاملاً ماشینی فکر می‌کند و هیچ‌گونه اراده‌ای برای انسان‌ها قایل نمی‌شود (چیت­ساز،1373: 43). نظریه‌ی انتظار، برعکس نظریه‌ی تقویت، انسان‌ها را به‌عنوان موجوداتی متفکر و فعال در نظر می‌گیرد که به ارزیابی عمل و کوشش خود، میزان تلاش به‌کارگرفته‌شده و نوع نتیجه‌ی عمل خود می‌پردازند و برمبنای نوع نتیجه‌ای که به‌دست آورده‌اند، نسبت به کار خود انگیزش پیدا می‌کنند. در این نظریه، انسان به‌عنوان کنشگری در نظر گرفته می‌شود که تلاش و کوشش می‌کند و انتظار دارد که متناسب با تلاش و کوشش خود به نتیجه‌ی مطلوب و مورد انتظار دست یابد که در صورت مثبت بودن نتیجه‌ی عمل، بر انگیزش و رضایت شغلی وی و درنتیجه بر تعهد و وجدان کاری او افزوده‌می‌شود(Feldman, 1985: 119). بنابراین، در روی‌کرد روان‌شناختی، از تئوری انتظار، به‌عنوان روی‌کرد نظری پژوهش در تبیین وجدان کاری کارکنان استفاده می‌شود.

    در روی‌کرد جامعه‌شناختی، به دو دسته از تئوری‌های جامعه‌شناختی در رابطه با موضوع تحقیق اشاره شده است که یکی از آن‌ها تئوری بیگانگی از کار کارل مارکس و دیگری تئوری نظام شخصیت و تعاملات اجتماعی تالکوت پارسونز می‌باشند.

    از دید جامعه‌شناسان؛ بیگانگی از کار، برگرفته از فقدان کنترل کارکنان بر فرایند کار خویش در محیط‌های سازمانی می‌باشد. به بیان دیگر: بیگانگی از کار در کارکنان را ناشی از فقدان کنترل آن‌ها بر کارشان در محیط‌های کاری می‌دانند(گیدنز، 1374: 523). به بیان دیگر: بیگانگی از کار، به حالت و وضعیتی اطلاق می‌شود که فرد احساس می‌کند که کارش برای او فاقد معناست و از حیطه‌ی کنترل و اقتدار او خارج است (مندراس، 1369: 307). در نتیجه، کارکنان در چنین شرایطی احساس نارضایتی می‌کنند و این احساس به نوبه‌ی خود بر میزان فعالیت و کارآیی آن‌ها و نیز بر وجدان و تعهدکاری آنان تأثیرگذار خواهد بود. البته ایشان خاطرنشان می‌سازند که نوع شغل از جمله عواملی است که میزان بیگانگی از کار را تحت تأثیر قرار می‌دهد. لذا، به نظر می‌رسد که مشاغل تکراری، خسته‌کننده و بسیار تخصصی و کنترل‌شده به‌علت ماهیت ساختاری خود، در مقایسه با مشاغلی که ویژگی‌های مخالف آن را دارا هستند، هر چه بیش‌تر موجب بیگانگی از کار شوند.

    البته جامعه‌شناسان؛ ابتکار، مهارت و استقلال عمل فردی را به‌عنوان مؤلفه‌های اصلی کنترل بر کار ذکرمی‌کنند و معتقدند که استقلال شغلی به‌واسطه‌ی دراختیار گذاشتن فرصت‌های مناسب جهت به‌کارگیری استعدادها و خلاقیت‌ها در انجام کارهای غیرتکراری و خلاق، می‌تواند از میزان بیگانگی از کار در کارکنان بکاهد (طالبان، 1376: 277).

    می‌دانیم که اعتماد، انسجام، همکاری و مشارکت کارکنان با یکدیگر و در نتیجه، تعهد و وجدان کاری زمانی حاصل می‌شود که الگوی کاملی از نظام تعامل و روابط متقابل میان آن‌ها وجود داشته باشد و علاوه بر این، پیچیدگی و ابعاد مفهومی تعامل اجتماعی انسان با محیط پیرامون و سایر افراد، ما را بر آن داشته است که با بهره‌گیری از تئوری نظام شخصیت و نیز تئوری تعاملات اجتماعی چلبی، شبکه‌ی روابط اجتماعی کارکنان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.

    چلبی(1375) با تأسی از تئوری نظام شخصیت و نیز نظام اجتماعی (مدل آجیل) درصدد بررسی تعاملات‌ اجتماعی برآمد. وی بیان می‌دارد که از نظر تحلیلی، تعامل دارای دو وجه عمده‌ی «ابزاری» و «اظهاری» است. در تعامل با وجه صرفاً ابزاری،‌ دیگری و تعامل برای کنشگر جنبه‌ی کاملاً ابزاری دارد. در معنای محدود کلمه، سنخ عالی چنین تعاملی، نوعی مبادله‌ی سرد است. چنین تعاملاتی معمولاً زیاد انجام می‌شوند و بیش‌تر دارای خصلت تصادفی و مشروط هستند (همان، ص17). اشکال این نوع از تعامل را می‌توان خودخواهانه، حسابگرانه و فردگرایانه دانست. در روابط مبادله‌ای ابزاری افراد نسبت به یکدیگر احساس غریبی می‌کنند و نوع روابط نسبتاً ناپایدار،‌ روبه‌زوال، رقابت‌آمیز،‌ خصومت‌زا و تضادآلود و پرخاشگرانه‌ی مبتنی بر زور است. با توجه به ویژگی تعاملات ابزاری این نکته مشهود است که آن‌ها نمی‌توانند بستر مناسبی برای اعتماد ایجاد کنند؛ بلکه برعکس، بی‌اعتمادی را تقویت می‌کنند (امیر‌ کافی،‌ 1380: 16). امّا آنچه افراد را به‌هم پیوند‌می‌دهد و باعث تکرار و دوام تعاملات می‌گردد، بعد اظهاری تعامل است، در بعد اظهاری، تعامل هدف است نه وسیله و از طریق این تعامل است که ما، «اجتماع» یا گروه اجتماعی شکل‌می‌گیرد.

    به‌طور کلی چلبی تعاملات از نوع اظهاری را یکی از ابعاد بنیادین ساخت اجتماعی می‌داند که در عرصه‌ی نظم‌بخشیدن به جامعه یا هر نوع سازمان اجتماعی و گسترش همکاری اجتماعی و تقویت هنجارهای مشارکت‌جویانه‌ی مردم بسیار مؤثر است (چلبی،247:1375).

    بنابراین، با توجه به مطالب فوق، اگر کارکنان دارای نظام شخصیتی رشدیافته باشند، در این‌صورت به سایر همکاران خود اعتماد کرده و سعی در برقراری کنش عاطفی و نیز منطقی با آن‌ها می‌کنند، در نتیجه، بین آن‌ها تعاملات و روابط اظهاری به‌وجود می‌آید که این امر به نوبه‌ی خود بر انجام مشارکت و کار گروهی و نیز تعهد و وجدان کاری تأثیر می‌گذارد. برعکس، اگر کارکنان دارای شخصیت رشد‌یافته نباشند، نسبت به سایر همکاران خود بی‌اعتماد بوده و از برقراری کنش عاطفی و منطقی با آن‌ها خودداری می‌کنند، در نتیجه، بین آن‌ها تعاملات و روابط ابزاری به‌وجود می‌آید که این امر به نوبه‌ی خود موجب پرهیز از مشارکت با دیگران و انجام کار گروهی در فرایند کار و نیز کاهش تعهد و وجدان کاری آنان می‌شود. 

    نظریه­های مدیریتی در رابطه با موضوع پژوهش را می­توان به دو دسته تقسیم نمود: نخست؛ نظریه‌های کلاسیک مدیریت، دوم؛ نظریه­های نئوکلاسیک مدیریت.

    نظریه‌های نئوکلاسیک مدیریت که نخستین بار توسط آلتون مایو مطرح شد، به‌طور کلی بر پایه‌ی این اصل اساسی قرار دارند که هر چه افراد در سازمان رضایت شغلی بیش‌تری داشته‌باشند، سازمان کارآیی بیش‌تری خواهد داشت. کارکنان در سازمان بی روح، رسمی و عقلانی که فقط نیازهای اقتصادی آنان را ارضا می‌کند، احساس رضایت و خوشبختی نخواهند کرد. این نظریه همچنین معتقد است که با توجه به نیازهای اجتماعی افراد، گروه‌های غیررسمی، مشارکت گروهی در تصمیم‌گیری و برقراری ارتباط میان رهبری و اعضای سازمان، حداکثر رضایت کارکنان را فراهم خواهد کرد و در نتیجه همکاری آنان جلب خواهد شد و با تعهد بیش‌تری کار خود را دنبال خواهند کرد و در نتیجه کارآیی سازمان افزایش خواهد یافت (سیترز و پرتر، 1372: 30 - 32). پژوهش حاضر نیز با عنایت به روی‌کرد اخیر؛ یعنی، تئوری‌های نئوکلاسیک مدیریت در صدد بررسی موضوع تحقیق می‌باشد. بدین ترتیب در ذیل این روی‌کرد از تئوری بهداشت- انگیزش فردریک هرزبرگ، تئوری اختلاف و برابری و نیز تئوری سبک‌های مدیریتی رنسس لیکرت استفاده می‌کند.

    پس با تکیه بر مبانی نظری فوق، می‌توان فرضیه‌های زیر را به‌عنوان عوامل مؤثر بر وجدان کاری کارکنان مطرح کرد:

    فرضیه‌ی اول: بین رضایت شغلی کارکنان و وجدان‌کاری آن‌ها رابطه‌ی معنادار وجود دارد.

    فرضیه‌ی دوم: بین انگیزش شغلی کارکنان و وجدان‌کاری آن‌ها رابطه‌ی معنادار وجود دارد.

    فرضیه‌ی سوم: بین درک عدالت سازمانی در بین کارکنان و وجدان‌کاری آن‌ها رابطه‌ی معنادار وجود دارد.

    فرضیه‌ی چهارم: بین مشارکت سازمانی کارکنان و وجدان‌کاری آن‌ها رابطه‌ی معنادار وجود دارد.

    فرضیه‌ی پنجم: بین سبک مدیریت مدیران سازمان و وجدان‌کاری کارکنان رابطه‌ی معنادار وجود دارد.

    فرضیه‌ی ششم: بین نوع تعامل اظهاری میان کارکنان در محیط کار و وجدان‌کاری آن‌ها رابطه‌ی معنادار وجود دارد.

    فرضیه‌ی هفتم: بین نوع تعامل ابرازی میان کارکنان در محیط کار و وجدان‌کاری آن‌ها رابطه‌ی معنادار وجود دارد.

    فرضیه‌ی هشتم: بین احساس بیگانگی از کار در بین کارکنان و وجدان‌کاری آن‌ها رابطه‌ی معنادار وجود دارد.

    فرضیه‌ی نهم: بین نگرش به کار در بین کارکنان و وجدان‌کاری آن‌ها رابطه‌ی معنادار وجود دارد.

    روش

    پژوهش حاضر به روش پیمایشی انجام گرفته است و جامعه‌ی آماری آن را کلیه‌ی کارکنان شاغل در سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران در سال 1385 تشکیل می‌دهند که برابر با 11567 نفر هستند. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده گردیده است به‌نحوی که حجم نمونه‌ی نهایی برابر 1988 نفر برآورد شد. در نهایت با استفاده از نمونه‌گیری خوشه‌ای، نمونه‌های مورد نظر پس از تقسیم کل کشور به چهار خوشه و سپس انتخاب دو استان از هر خوشه، انتخاب گردیدند.

    نتایج

    1) تحلیل تک‌متغیره‌ی داده‌ها

    نتایج حاصل از بررسی به‌عمل‌آمده در زمینه‌ی متغیر وابسته‌ی تحقیق؛ یعنی، وجدان کاری کارکنان، حاکی از آن است که در مجموع 8/31 درصد از پاسخگویان دارای نمره‌ای در حد بالا بوده و در مقابل 12درصد در حدپایین هستند. از سویی میزان وجدان کاری حدود یک‌سوم(8/30درصد) از کارکنان درحد متوسط گزارش شده است.

    در خصوص وضعیت رضایت شغلی پاسخگویان، 9/58 درصد درحد متوسط رضایت دارند. در بعد انگیزه‌ی شغلی 6/42 درصد درحد متوسط، 8/18 درصد درحد پایین و 2/31 درصد درسطح بالا دارای انگیزه می‌باشند. در خصوص درک عدالت، نسبت کارکنان تقریباً برابر است. از سویی نمره‌ی تعامل اظهاری افراد (8/35 در مقابل 3/24) بیش از تعامل ابزاری گزارش شده است.

    درمورد میزان احساس بیگانگی از کار1/35 درصد درحد پایین، 6/37 درصد درحد متوسط و4/18 درصد درحد بالا دارای این احساس می‌باشند. از میان کارکنان، 8/66 درصد نگرش مطلوبی نسبت به کار داشته و تنها حدود 2 درصد گرایش‌شان نامناسب می‌باشد. پایگاه شغلی ـ سازمانی 6/30 درصد از افراد بالا و 8/13 درصد پایین و نیز 3/31 درصد میانه است.

    همان‌طور که در جدول 2 ملاحظه می‌شود؛ با توجه به این‌که بیش‌ترین تجمع و انباشتگی نظرات پاسخگویان مورد نظر در طبقه‌ی سبک مدیریت مشورتی مشاهده می‌شود؛ پس می‌توان نوع و سبک مدیریتی غالب را در بنیاد، سبک مدیریتی مشورتی (با 7/37 درصد) دانست.

    جدول 1: توزیع پاسخگویان برحسب متغیرهای تحقیق به‌صورت تحلیل تک‌متغیره

     

    متغیرها

    پایین

    متوسط

    بالا

    جمع

    بی جواب

    تعداد کل

    وجدان کاری کارکنان

    0/12

    8/30

    8/31

    6/74

    4/25

    100

    رضایت شغلی کارکنان

    6/17

    9/58

    9/15

    4/92

    6/7

    100

    انگیزه‌ی شغلی کارکنان

    8/18

    6/42

    2/31

    6/92

    4/7

    100

    درک عدالت سازمانی

    8/30

    9/34

    4/27

    0/93

    0/7

    100

    مشارکت سازمانی کارکنان

    6/8

    3/37

    7/50

    5/96

    5/3

    100

    تعامل اظهاری کارکنان

    7/13

    0/37

    8/35

    6/86

    4/13

    100

    تعامل ابزاری کارکنان

    1/40

    1/24

    3/24

    5/88

    5/11

    100

    احساس بیگانگی از کار

    1/35

    6/37

    4/18

    0/91

    0/9

    100

    نگرش به کار

    2/0

    9/21

    8/66

    9/88

    1/11

    100

    پایگاه شغلی- سازمانی

    8/13

    3/31

    6/30

    8/75

    2/24

    100

     

    جدول2 : توزیع پاسخگویان برحسب ارزیابی سبک مدیریت سازمان

     

    سبک مدیریت

    فراوانی

    درصد

    درصد معتبر

    سبک دستوری

     

    136

    8/6

    4/7

    سبک اقناعی

    570

    7/28

    8/30

    سبک مشورتی

    696

    0/35

    7/37

    سبک مشارکتی

    446

    4/22

    1/24

    تعداد کل

    1848

    0/93

    100

    بی جواب

    140

    0/7

    -

    تعداد کل

    1988

    100

    100

    2) تحلیل دومتغیره‌ی داده‌ها

    همان‌گونه‌که یافته‌های جدول3 به‌خصوص سطح معناداری ضرایب به‌کار‌برده‌شده نشان‌می‌دهد، تمام فرضیه‌های تحقیق موردتأیید قرارگرفته‌اند. با این تفاوت‌که متغیرهای مستقل احساس بیگانگی از کار در کارکنان، تعامل ابزاری کارکنان درمحیط کار و پایگاه اقتصادی- اجتماعی کارکنان رابطه‌ی معنادار معکوسی با وجدان کاری کارکنان دارند.

     

    جدول 3: توزیع ضرایب، مقدار و سطح معناداری متغیرهای مستقل تحقیق با متغیر وابسته

     

    متغیر

    مقدارضرایب

    سطح معناداری

    تعداد معتبر

    رضایت شغلی

    20/0= V

    24/0=V

    000/0=Sig

    000/0=Sig

    1374

    انگیزه‌ی شغلی

    29/0= V

    30/0=V

    000/0=Sig

    000/0=Sig

    1395

    درک عدالت سازمانی

    06/0= V

    06/0=V

    023/0=Sig

    023/0=Sig

    1418

    مشارکت سازمانی

    31/0= V

    33/0=V

    000/0=Sig

    000/0=Sig

    1452

    سبک مدیریت

    27/0= V

    24/0=V

    000/0=Sig

    000/0=Sig

    1428

    تعامل اظهاری

    41/0= V

    41/0=V

    000/0=Sig

    000/0=Sig

    1367

    تعامل ابزاری

    11/0= V

    11/0=V

    000/0=Sig

    000/0=Sig

    1385

    احساس بیگانگی از کار

    40/0= V

    40/0=V

    000/0=Sig

    000/0=Sig

    1416

    نوع نگرش شغلی

    52/0= V

    70/0=V

    000/0=Sig

    000/0=Sig

    1434

     

    3) تحلیل چندمتغیره‌ی داده‌ها

    نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره جهت دست‌یابی به مدل رگرسیونی وجدان‌ کاری در بین کارکنان را می‌توان به‌صورت استانداردشده و به‌شکل ریاضی چنین نوشت:

    Y=61/0(نوع نگرش به‌کار)+13/0(تعامل اظهاری)+10/0(رضایت شغلی)+10/0(مشارکت سازمانی)+10/0(سبک مدیریت) +06/0(انگیزه‌ی شغلی)+04/0(درک عدالت سازمانی)+(11/0-)(احساس بیگانگی از کار)+24/0e

    جدول 4: مدل رگرسیونی چندمتغیره‌ی وجدان کاری کارکنان

     

    متغیرهای مستقل

    B

    خطای استاندارد

    Beta

    t

    sig

    عرض از مبدأ

    97/5

    15/3

    -

    89/1

    059/0

    رضایت شغلی

    618/0

    122/0

    10/0

    053/5

    000/0

    انگیزه‌ی شغلی

    162/0

    071/0

    06/0

    289/2

    022/0

    درک عدالت سازمانی

    110/0

    047/0

    04/0

    315/2

    021/0

    مشارکت سازمانی

    631/0

    107/0

    10/0

    888/5

    000/0

    سبک مدیریت

    263/0

    056/0

    10/0

    697/4

    000/0

    تعامل اظهاری

    455/0

    060/0

    13/0

    526/7

    000/0

    احساس بیگانگی از‌کار

    367/0-

    063/0

    11/0-

    804/5-

    000/0

    نگرش به کار

    490/2

    079/0

    61/0

    331/13

    000/0

    جدول 5 : شاخص‌ها و آماره‌های تحلیل رگرسیونی وجدان کاری کارکنان

     

    ضریب همبستگی چندگانه               88/0

    ضریب تعیین                               77/0

    ضریب تعیین واقعی                       76/0

    در این قسمت به‌منظور مشخص‌شدن تأثیر هر یک از متغیرهای مستقل تحقیق بر متغیر وابسته با در نظر گرفتن رابطه‌ی‌ علّی بین آن‌ها از تحلیل مسیر استفاده شده و  برای مشخص‌ کردن اثرات مستقیم، غیرمستقیم و نیز اثرات کل متغیرهای مستقل مؤثر بر وجدان کاری کارکنان مدل تحلیل مسیر تنظیم شده است.

    جدول 6: نتایج تحلیل مسیر تأثیر متغیرهای مستقل بر وجدان کاری

     

    تأثیر متغیرهای مستقل

    تأثیر مستقیم

    تأثیر غیرمستقیم

    تأثیر کل

    رضایت شغلی کارکنان

    10/0

    06/0

    16/0

    انگیزه‌ی شغلی کارکنان

    06/0

    10/0

    16/0

    درک عدالت سازمانی کارکنان

    04/0

    -

    04/0

    مشارکت سازمانی کارکنان

    10/0

    16/0

    26/0

    سبک مدیریت مدیران سازمان

    10/0

    -

    10/0

    تعامل اظهاری کارکنان در محیط کار

    13/0

    27/0

    40/0

    احساس بیگانگی از کار کارکنان در محیط کار

    11/0-

    22/0-

    33/0-

    نوع نگرش به کار در کارکنان

    61/0

    -

    61/0

     

    با توجه به مدل علّی و جداول مربوط به تأثیرات متغیرها، نکات ذیل روشن می‌شود:

    1- بین رضایت شغلی کارکنان و میزان وجدان کاری آن‌ها رابطه‌ی معناداری در حدود 16/0 وجود دارد که از این مقدار 10/0 به‌صورت مستقیم و 06/0 به‌صورت غیرمستقیم و از طریق متغیرهای مشارکت سازمانی و نوع نگرش کارکنان به کار برمیزان وجدان کاری تأثیر می‌گذارد.

    2- بین انگیزه‌ی شغلی کارکنان و میزان وجدان کاری آن‌ها یک رابطه‌ی معنادار در حدود 16/0 وجود دارد که از این مقدار 06/0 به‌صورت مستقیم و 10/0 به‌صورت غیرمستقیم و از طریق متغیرهای مشارکت سازمانی و نوع نگرش کارکنان به کار بر میزان وجدان کاری تأثیر می‌گذارد.

    3- بین درک عدالت سازمانی کارکنان و میزان وجدان کاری آن‌ها یک رابطه‌ی معنادار در حدود 04/0 وجود دارد که به‌صورت مستقیم بر میزان وجدان کاری تأثیر می‌گذارد.

    4- بین مشارکت سازمانی کارکنان و میزان وجدان کاری آن‌ها یک رابطه‌ی معنادار در حدود 26/0 وجود دارد که از این مقدار 10/0 به‌صورت مستقیم و 16/0 به‌صورت غیرمستقیم و از طریق متغیر نوع نگرش کارکنان به کار بر میزان وجدان کاری تأثیر می‌گذارد.

    5- بین سبک مدیریت مدیران سازمان و میزان وجدان کاری آن‌ها یک رابطه‌ی معنادار در حدود 10/0 وجود دارد که به‌صورت مستقیم بر میزان وجدان کاری تأثیر می‌گذارد.

    6- بین تعامل اظهاری کارکنان در محیط کار و میزان وجدان کاری آن‌ها یک رابطه‌ی معنادار در حدود 40/0 وجود دارد که از این مقدار 13/0 به‌صورت مستقیم و 27/0 به‌صورت غیرمستقیم و از طریق متغیرهای مشارکت سازمانی و نوع نگرش کارکنان به کار بر میزان وجدان کاری تأثیر می‌گذارد.

    7- بین احساس بیگانگی از کار در کارکنان و میزان وجدان کاری آن‌ها یک رابطه‌ی معنا دار در حدود 33/0- وجود دارد که از این مقدار 11/0- به‌صورت مستقیم و 22/0- به‌صورت غیرمستقیم و از طریق متغیرهای مشارکت سازمانی و نوع نگرش کارکنان به کار و تعامل اظهاری کارکنان در محیط کار بر میزان وجدان کاری تأثیر می‌گذارد.

    8- بین نوع نگرش کارکنان به کار و میزان وجدان کاری آن‌ها یک رابطه‌ی معنادار در حدود 61/0 وجود دارد که به‌صورت مستقیم بر میزان وجدان کاری تأثیر می‌گذارد.

    بنابراین، با توجه به نتیجه‌های به‌دست‌آمده از تحلیل مسیر، کلیه‌ی فرضیه‌های اصلی تحقیق مبنی بر این‌که متغیرهای انگیزه‌ی شغلی کارکنان، رضایت شغلی کارکنان، درک عدالت سازمانی کارکنان، مشارکت سازمانی کارکنان، سبک مدیریت مدیران سازمان، تعامل اظهاری در محیط کار، احساس بیگانگی از کار در کارکنان و بالأخره نوع نگرش به کار در کارکنان با میزان وجدان کاری کارکنان رابطه دارند، تأیید می‌گردند.

    بحث و نتیجه‌گیری

    از دست‌آورد‌های پژوهش حاضر این است که یافته‌های این تحقیق با مدل نظری و روی‌کردها (روان‌شناختی، مدیریتی و جامعه‌شناختی) و تئوری‌های استفاده‌شده هم‌خوانی داشته و از لحاظ تجربی آنان را تقویت می‌کند. بدین ترتیب:

    1- نتایج به‌دست‌آمده از پژوهش میدانی حاکی از آن است که سازمان در ارضای نیازهای انگیزشی کارکنان خود موفق نبوده است؛ چرا که یافته‌های حاصل از تحلیل تک متغیره؛ میزان انگیزش شغلی کارکنان را متوسط و پایین ارزیابی می‌کند. بنابراین، طبق تئوری بهداشت- انگیزش؛ رفع نیازهای انگیزشی، افزایش انگیزش شغلی و نیز افزایش وجدان کاری کارکنان را به دنبال دارد. علاوه بر این، نتایج حاصل از تحلیل دومتغیره و نیز تحلیل چندمتغیره، گویای معناداری رابطه‌ی متغیر انگیزش شغلی با وجدان کاری کارکنان می‌باشد. بنابراین، می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که انگیزش شغلی کارکنان یکی از عوامل مؤثر بر وجدان کاری کارکنان قلمداد می‌گردد؛ چراکه افزایش انگیزه‌ی شغلی کارکنان، افزایش میزان وجدان کاری کارکنان را به دنبال دارد. میر سپاسی (1375)، غلامحسین آقاخانی (1377)، صادق بختیاری (1377) و مصطفی اکبری (1382) نیز در تحقیق خود، به نتیجه‌گیری فوق رسیدند و انگیزه‌ی شغلی کارکنان (انگیزه‌های مادی و غیرمادی) را از مهم‌ترین عوامل در تضعیف یا تقویت روحیه‌ی وجدان کاری در نظرگرفتند.

    2- یافته‌های تحقیق، همچنین حاکی از آن است که کارکنان سازمان در قبال کار خود به نتیجه‌ی مطلوب و مورد انتظار دست نیافتند؛ چراکه یافته‌های حاصل از تحلیل تک‌متغیره؛ میزان رضایت شغلی کارکنان را متوسط و پایین ارزیابی می‌کند. بنابراین، طبق تئوری انتظار، مثبت‌بودن نتیجه‌ی عمل، افزایش رضایت شغلی و نیز افزایش وجدان کاری کارکنان را به دنبال دارد. علاوه بر این، نتایج حاصل از تحلیل دومتغیره و نیز تحلیل چندمتغیره، گویای معناداری رابطه‌ی متغیر رضایت شغلی با متغیر وجدان کاری کارکنان می‌باشد. بنابراین، می‌توان این‌گونه نتیجه‌گرفت که رضایت شغلی کارکنان یکی از عوامل مؤثر بر وجدان کاری کارکنان قلمداد می‌گردد؛ علی آشوری (1375)، بزرگ اشرفی(1375)، مسعود چلپی(1376)، مجید وحیدیان رضازاده(1381)، مصطفی اکبری(1382)، سید امیر طالبیان(1382) نیز در تحقیق خود؛ به نتیجه‌گیری فوق رسیدند و رضایت شغلی کارکنان را از مهم‌ترین عوامل در تضعیف یا تقویت روحیه‌ی وجدان کاری در نظرگرفتند.

    3- سایر یافته‌ها نشان‌دهنده‌ی آن است که کارکنان نسبت به کار خود در سازمان احساس بیگانگی کم‌تری دارند؛ چراکه یافته‌های حاصل از تحلیل تک‌متغیره؛ میزان احساس بیگانگی از کار کارکنان را متوسط و پایین ارزیابی می‌کند. بنابراین، طبق تئوری بیگانگی از کار؛ معناداربودن کار و در کنترل داشتن آن، کاهش احساس بیگانگی از کار و نیز افزایش وجدان کاری کارکنان را به دنبال دارد. علاوه بر این؛ نتایج حاصل از تحلیل دو یا چندمتغیره، گویای معناداری رابطه‌ی متغیر احساس بیگانگی از کار در کارکنان با متغیر وجدان کاری کارکنان می‌باشد. بنابراین، می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که احساس بیگانگی از کار در کارکنان یکی از عوامل مؤثر بر وجدان کاری کارکنان قلمداد می‌گردد. علی آشوری(1375) و علیرضا ابراهیم‌پور(1377) نیز در تحقیق خود؛ به همین نتیجه رسیدند و احساس بیگانگی از کار در کارکنان را از مهم‌ترین عوامل در تضعیف یا تقویت روحیه‌ی وجدان کاری در نظرگرفتند.

    4- نتایج حاصل از این مطالعه بیانگر آن است که کارکنان سازمان از میزان تعامل اظهاری متوسط رو به بالا در محیط کار برخوردار می‌باشند. بنابراین، طبق تئوری نظام شخصیت و تئوری تعاملات اجتماعی؛ افزایش تعامل اظهاری در محیط کار، افزایش وجدان کاری کارکنان را به دنبال دارد. علاوه بر این؛ نتایج حاصل از تحلیل دومتغیره و نیز تحلیل چندمتغیره، گویای معناداری رابطه‌ی متغیر تعامل اظهاری با متغیر وجدان کاری کارکنان می‌باشد. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که تعامل اظهاری کارکنان یکی از عوامل مؤثر بر وجدان کاری کارکنان قلمداد می‌شود؛ چراکه افزایش تعامل اظهاری کارکنان در محیط کار؛ افزایش میزان وجدان کاری کارکنان را به دنبال دارد.

    همچنین یافته‌های برآمده از پژوهش میدانی حاکی از آن است که کارکنان سازمان از میزان تعامل ابزاری متوسط رو به پایین در محیط کار برخوردار می‌باشند؛ چراکه یافته‌های حاصل از تحلیل تک‌متغیره، میزان تعامل اظهاری کارکنان را متوسط و پایین ارزیابی می‌کند. بنابراین، طبق تئوری نظام شخصیت و تئوری تعاملات اجتماعی، کاهش تعامل ابزاری در محیط کار، افزایش وجدان کاری کارکنان را به دنبال دارد. علاوه بر این، نتایج حاصل از تحلیل دومتغیره، گویای معناداری رابطه‌ی متغیر تعامل ابزاری با متغیر وجدان کاری کارکنان می‌باشد.

    5- سایر نتایج حاکی از آن است که کارکنان سازمان از میزان درک عدالت سازمانی متوسط و پایین در محیط کار برخوردار می‌باشند. بنابراین، طبق تئوری برابری و تئوری اختلاف؛ چنانچه کارکنان احساس کنند که با آنان منصفانه برخورد شده یا شکاف فاحشی بین وضعیت موجود و وضعیت مورد دلخواه آنان نباشد، این امر افزایش درک عدالت سازمانی و نیز افزایش وجدان کاری کارکنان را به دنبال دارد. علاوه بر این، نتایج حاصل از تحلیل دومتغیره و نیز تحلیل چندمتغیره، گویای معناداری رابطه‌ی متغیر درک عدالت سازمانی کارکنان با متغیر وجدان کاری کارکنان می‌باشد. پس می‌توان نتیجه گرفت که درک عدالت سازمانی کارکنان یکی از عوامل مؤثر بر وجدان کاری کارکنان قلمداد می‌شود. میرسپاسی(1373)، اکبر علیزاده(1374)، سیدعلی‌اکبر افجه‌ای(1376)، علی محمدیان‌نژاد(1376)، علیرضا ابراهیم‌پور(1377)، سید امیر طالبیان(1382) و حسین مدنی و محمدجواد زاهدی(1384) نیز در تحقیق خود؛ به نتیجه گیری فوق رسیدند و درک عدالت سازمانی کارکنان در محیط کار، به‌خصوص اصل شایستگی در انتصابات را از مهم‌ترین عوامل در تضعیف یا تقویت روحیه‌ی وجدان کاری در نظرگرفتند.

    دیگر یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که کارکنان سازمان از نگرشی مثبت نسبت به کار خود در سازمان برخوردار می‌باشند. بنابراین، طبق تئوری برابری و تئوری اختلاف؛ چنانچه کارکنان احساس کنند که با آنان منصفانه برخورد شده یا شکاف فاحشی بین وضعیت موجود و وضعیت مورد دلخواه آنان نباشد، این امر نگرش مثبت و نیز افزایش وجدان کاری کارکنان را به دنبال دارد. علاوه بر این، نتایج حاصل از تحلیل دومتغیره و نیز تحلیل چندمتغیره، گویای معناداری رابطه‌ی متغیر نوع نگرش کارکنان به کار با متغیر وجدان کاری کارکنان می‌باشد. بنابراین، می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که نوع نگرش کارکنان به کار یکی از عوامل مؤثر بر وجدان کاری کارکنان قلمداد می‌گردد. اکبر علیزاده (1374) و سید امیر طالبیان(1382) نیز در تحقیق خود، چنین نتیجه‌ای گرفتند و نگرش مثبت کارکنان را نسبت به کار در محیط کار، از مهم‌ترین عوامل در تضعیف یا تقویت روحیه‌ی وجدان کاری منظور کردند.

    6- یافته‌ها نشان می‌دهد که سبک مدیریتی مدیران سازمان بیش‌تر از نوع اقناعی و مشورتی می‌باشد؛ چرا که یافته‌های حاصل از تحلیل تک‌متغیره؛ سبک مدیریتی مدیران سازمان را بیش‌تر از نوع اقناعی و مشورتی ارزیابی می‌کند. بنابراین، طبق تئوری رنسس لیکرت؛ چنانچه نوع و سبک مدیریتی در یک سازمان از نوع مشورتی و مشارکتی باشد، این امر افزایش وجدان کاری کارکنان را به دنبال دارد. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که سبک مدیریتی مدیران سازمان یکی از عوامل مؤثر بر وجدان کاری کارکنان می‌باشد. اکبر علیزاده(1374)، علی آشوری(1375)، عباسعلی رحمانی(1375) علی محمدیان‌نژاد(1376) و سید امیر طالبیان(1382) نیز در تحقیق خود، به همین نتیجه رسیدند و سبک مدیریتی مدیران سازمان - به‌خصوص سبک مدیریتی مشورتی و مشارکتی- را از مهم‌ترین عوامل در تضعیف یا تقویت روحیه‌ی وجدان کاری در نظرگرفتند.

    در نهایت، یافته‌های پژوهش میدانی حاکی از آن است که کارکنان سازمان از میزان مشارکت سازمانی نسبتاً بالایی در محیط کار برخوردار می‌باشند. بنابراین، طبق تئوری لیکرت، چنانچه نوع و سبک مدیریتی در یک سازمان از نوع مشورتی و مشارکتی باشد، این امر افزایش مشارکت سازمانی و نیز افزایش وجدان کاری کارکنان را به دنبال دارد. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که مشارکت سازمانی کارکنان یکی از عوامل مؤثر بر وجدان کاری کارکنان قلمداد می‌شود. اکبر علیزاده(1374)، علی آشوری(1375)، علی محمدیان‌نژاد(1376)، سید امیر طالبیان(1382)، مصطفی اکبری(1383) و حسین مدنی و محمدجواد زاهدی(1384) نیز در تحقیق خود، به نتیجه‌ی مشابهی دست‌یافتند و مشارکت سازمانی کارکنان را در محیط کار، از مهم‌ترین عوامل در تضعیف یا تقویت روحیه وجدان کاری در نظرگرفتند.

      

    منابع

     

    امیرکافی، مهدی(1380). اعتماد اجتماعی و عوامل موثر بر آن. پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی.

    حبیبی، محمد(1376). عوامل و شالوده‌ی گرایش به کار. نامه‌ی پژوهش. ش 5. تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.

    خاکی، غلامرضا(1376). نقش تعهد سازمانی در بهره‌وری. نامه‌ی پژوهش، ش 5، صص 195- 202.تهران، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.

    جدی، سوسن(1375). روش‌های ایجاد وجدان کار در سازمان. تدبیر. ش 65.

    چلبی، مسعود(1375). جامعه‌شناسی نظم. تهران: نشر نی.

    چیت­ساز، علی(1373). بررسی عوامل مؤثر بر رضایت شغلی جانبازان شاغل. پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد. دانشگاه تربیت مدرس. دانشکده‌ی علوم انسانی.

    رشیدی، علی(1377). اقتصاد مردم‌سالار. تهران: آوای نور.

    سیترز، ریچارد. ام و لیمان دبلیو. پورتر(1372). انگیزش و رفتار در کار. سید امین امین‌الله علوی. تهران: انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی.  

    طالبان، محمدرضا(1376). اثرات تحصیلات بر بیگانگی از کار. نامه‌ی پژوهش. ش 5. تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.

    طالبیان، سید امیر(1382). سنجش سطح وجدان کاری و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن در شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران. پایان‌نامه‌ی دکتری. تهران: دانشگاه تهران. دانشکده‌ی علوم اجتماعی.

    میرسپاسی، ناصر(1373). فرهنگ کار، وجدان کار و قانون کار. مجله‌ی تدبیر. ش50.

    کورمن، آبراهام(1370). روان‌شناسی صنعتی و سازمانی (ترجمه‌ی حسین شکرکن). تهران: رشد.

    هرسی، پاول و کنت ایچ. بلانچارد(1373). مدیریت رفتار سازمانی (ترجمه‌ی علی علاقه‌بند). تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی.

     

    Cohen .Aron(1995). The relationships between work Commitment: http:/www.proquest. com.:New york.

    Morrow. P(1983). Concept redundancy in organizational Research-the case of work commitment: Academy of management review.

    Feldman &Arnold(1985). Managing individual & Group Behavior in organization, 2nd. printing sing apore, McGr

     

    نویسنده: منوچهر محسنی تبریزی*

    مجتبی عباسی قادی


    * عضو هيأت علمي دانشگاه تهران

     


    التماس دعا
    در زمینه:
نمايش بصورت RSS
Copyright 2008 © Farhangeisar.ir, All rights reserved
+ نوشته شده در  87/11/29ساعت 14:0  توسط افشار  | 

روانشناسی انگیزش

تازه کردن چاپ
دانشنامه
(cached)

نگاه اجمالی

  • علت رفتار چیست؟

  • کدام شرایط رفتار را فعال ساخته و آن را هدایت می‌کند؟

  • چرا شخص رفتاری را‌ که آغاز می‌کند، آن راادامه می‌‌دهد و به آن خاتمه می‌دهد؟

    رفتارهای انسان به استثنای برخی بازتاب‌های ساده به «انگیزه» (Motive) بستگی دارد. به عبارت دیگر ، ظهور رفتار انسان تنها به وجود محرک و متغیرهای ژنتیک وابسته نیست، بلکه شدت و فرکانس متغیرهای مداخله‌گر درون ارگانیزمی (درون انسان) در پدیدآیی رفتارهای انگیزشی سهم بسزایی دارد. فرایندهای انگیزشی جهت و شدت رفتارهای هدفمند را تعیین می‌کنند و افراد این فرایندها را در ذهن خود به صورت امیال آگاهانه تجربه می‌کند.

تعریف انگیزش

تعریف انگیزش (Motivation) بستگی به مفاهیم نظری روان شناسی دارد. در واقع تعریف یک روان شناس از انگیزش به دیدگاه او بستگی دارد. فروید ، کتل ، مورفی ، هب و... تعارفی را در مورد انگیزش ارائه کرده‌اند، اما در یک جمع‌بندی کلی می‌توان انگیزش را به صورت « مجموع متغیرها‌ی پیچیده ارگانیزمی و محیطی که کنش آنها به فعالیت عمومی و جهت‌دار احساس و رفتار منجر می‌شود.» تعریف کرد.

جایگاه انگیزش در روان شناسی

« روان شناسی انگیزش » جایگاه مهمی در روان شناسی دارد و چنین استنباط می‌گردد که روان‌شناسی انگیزش با مسائل و پدیده‌هایی سر و‌‌ کار دارد که کل روان‌شناسی با آن روبرو است. با کمی دقت می‌توان دریافت که برای پژوهشگران مسائل اساسی عبارتند از اینکه:

چرا رفتار خاصی پدید می‌آید؟ چرا رفتار هدفدار است؟ چرا رفتار به صورت پیوسته و متناوب اتفاق می‌افتد؟ و...

این سوالها و مسائل باعث پدیدآیی نظریه‌های گوناگونی شده است. برخی از آنها عبارتند از: نظریه غریزه (Instinet Theory) ، نظریه سایق (Drive Theory) ، نظریه انتظار _ ارزش (Expectancy _ Value Theory) و نظریه نیازها (Needs Theory)

موضوعات مورد توجه در روان شناسی انگیزش

انگیزش ، مسائل مختلفی را دربرمی‌گیرد.

چندین نظام انگیزشی انسانها را در تلاش مداوم برای رفع حالتهای ناخوشایند می‌دیدند، نظیر « فروید» که انسان را در یک میدان نبرد دائمی با نیروهای جنسی و پرخاشگری می‌دید. در این حال چندین نظام انگیزشی ، انسانها را موجوداتی کنجکاو ، هیجان خواه ، با هدف و برنامه و تلاشگر در نظر می‌گیرد. با این حال آنها تا حدودی درست هستند و نه کاملا درست یا غلط. بنابراین انگیزش مسائل مختلفی را دربرمی‌گیرد.

انگیزش یک فرآیند است.

انگیزش فرآیندی پویا است و نه ایستا. خیلی از انگیزه‌ها (و نه همه آنها) از یک فرآیند چهار مرحله‌ای «پیش‌ بینی ، برانگیختگی ، عمل‌رفتاری و پیامد» پیروی می‌کنند. در مدت پیش بینی ، فرد انتظار پیدایی انگیزه را دارد. ویژگی آن وجود یک حالت محرومیت و تمایل به هدف است. در مدت برانگیختگی ، محرک درونی یا بیرونی انگیزه را تحریک نموده و به رفتار جهت می‌دهد. در مدت عمل رفتاری ، فرد برای نزدیک شدن یا دور شدن از شی هدف انگیز ، به رفتار هدف‌گرا می‌پردازد. در مدت پیامد ، فرد پیامدهای سیری یا اشباع انگیزه (فروکشی انگیختگی) را تجربه می‌کند.

انگیزش یا خودگردان است یا محیطی.

هنگامی که رفتار توسط نیروها‌ی درونی (نظیر خستگی ، کنجکاوی و...) برانگیخته شده باشد، خود گردان است. انگیزش خودگردان معمولا از گرایش‌ها ، نیازها و واکنش‌های فردی به رفتار شخص ناشی می‌شود. در مقابل زمانی که رفتار توسط نیروهای بیرونی (نظیر پول یا جایزه و...) برانگیخته می‌شود، به صورت محیطی است. انگیزشی که توسط محیط کنترل می‌شود، از پیامدهای مصنوعی و بیرونی رفتار ناشی می‌شود.

تغییر شدت انگیزه در طول زمان

انسانها در هر لحظه معین چندین انگیزه را تجربه می‌کنند. اغلب یک انگیزه نسبتا نیرومند است، در حالیکه سایر انگیزه‌ها در درجه دوم قرار دارند و نیرومندترین انگیزه بیشترین تاثیر را بر رفتار دارد. اگرچه انگیزه‌های نسبتا درجه دو فورا رفتار را تحت تاثیر قرار نمی‌دهند، ولی ما مجموعه‌ای از این انگیزه‌ها را که در نهایت می‌توانند درجه یک شوند (وارد جریان تاثیرگذاری بر رفتار شوند)، در سر می‌پرورانیم.

سلسله مراتبی انگیزه‌ها

برخی نظریه‌پردازان نظیر مزلو (Maslow) و باک (Buck) انگیزه‌های انسان را به صورت سلسله‌مراتبی ارائه کرده‌اند. مزلو انگیزه‌های انسان را در پنج طبقه اصلی « انگیزه‌های (نیازهای) فیزیولوژیک ، نیازهای ایمنی ، نیاز به تعلق‌‌ ‌‌پذیری ، نیاز به احترام و نیاز به خود شکوفایی» قرار داد. در حالی که باک آنها در پنج طبقه به گونه‌ای دیگر شامل «غرایز ، سایق‌های نخستین ، سایق‌های اکتسابی ، هیجان‌ها و انگیزش شایستگی » طبقه‌بندی می‌کند. فایده چنین دیدگاهی در این است که به افراد اجازه می‌دهد تا انگیزه‌های بسیار متفاوت انسان را در یک شبکه واحد منسجم مربوط به هم طبقه‌بندی کند.

آگاهی انگیزه‌ها در سطح ناهوشیار

انگیزه‌های انسان می‌توانند آشکار و یا نه چندان آشکار ، توجیه شده یا توجیه نشده و هوشیار یا ناهوشیار (Unconscious) باشند. برای مثال تحقیقات نشان داده‌اند که مردم در روزهای آفتابی بیشتر لبخند می‌زنند، در ماههای تابستان بیشتر از ماههای دیگر مرتکب اعمال پرخاشگری می‌شوند و اگر @بی‌پولی را به صورت غیر منتظره پیدا کنند، به احتمال بیشتری به یک غریبه کمک می‌کنند. هر یک از این موارد به دلیل انگیزه‌هایی هستند که فورا آشکار نخواهند شد.

قابل کاربردی اصول انگیزش

می‌توان اصول انگیزشی را در سه زمینه اصلی «آموزش و پرورش ، درمان و زمینه‌های اجتماعی و شغلی» بکار برد. بهبود بخشیدن به آموزش و پرورش ، سلامت روانی _ هیجانی ، افزایش قدرت تولید و رضایت شغلی و... اهداف جالبی هستند که مطالعه انگیزش با این هدف که « چگونه خود و دیگران را برای رسیدن به این اهداف برانگیزانیم؟ » به ما بینش می‌دهد.

مباحث مرتبط با عنوان




+ نوشته شده در  87/11/29ساعت 13:56  توسط افشار  | 

سنجش میزان انگیزش به کار و عوامل موثر بر آن

علیرضا محسنی تبریزی، محمد میرزایی
مقاله حاضر بر اساس بخشی از اطلاعات مأخوذ از پیمایش جوانان و زنان روستایی در روستاهای استان آذربایجان شرقی تنظیم یافته است جامعه آماری را 11798 خانوار روستایی ساکن در 60 روستای استان آذربایجان شرقی تشکیل می دهد. بر اساس قواعد تعیین حجم نمونه 240 نفر از جوانان و زنان روستایی به طریق نمونه گیری طبقه ای با دقت احتمالی مطلوب 5% (d = 0.05) و ضریب اطمینان 95 درصد انتخاب شده اند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات تحقیق و نیکویی برازش مدل تحلیلی نشان می دهد:
- میزان انگیزش به کار بر حسب گروه های سنی آزمودنی ها تغییر می کند.
- با افزایش میزان آنومی (بی هنجاری اجتماعی)، انگیزش به کار در آزمودنی ها کاهش می یابد.
- انگیزش به کار با افزایش نیاز به موفقیت (N-Ach) در آزمودنی ها افزایش می یابد.
- میان انگیزش به کار و جنسیت رابطه معنی داری به دست نیامد. بدین ترتیب انگیزش به کار بر حسب جنسیت تغییر نمی کند.
- میزان انگیزش به کار بر حسب وضعیت اجتماعی- اقتصادی (SES) پاسخگویان تغییر می کند.
- میزان انگیزش به کار با افزایش انگیزه اقتصادی در آنان افزایش می یابد.
- احساس خوداثربخشی همخوانی معناداری با انگیزش به کار نشان می دهد.
با توجه به نیکویی برازش مدل تحلیلی از طریق کاربرد رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر نتایج حاصل نشان می دهد که بر حسب ارزش بتا (Beta) متغیرهای نیاز به موفقیت، انگیزه اقتصادی، فردگرایی، آرزوها و ترجیحات شغلی، وضعیت اجتماعی- اقتصادی، رضایت از زندگی، آنومی اجتماعی و التزام به کار به عنوان تعیین کننده ترین عوامل تاثیر گذار بر انگیزش به کار مطرح اند.

کلیدواژگان:انگیزش به کار ، آنومی ، نیاز به موفقیت ، انگیزه اقتصادی ، آرزوی شغلی
   
+ نوشته شده در  87/11/29ساعت 13:50  توسط افشار  | 

گروه مقالات: علوم انسانی،مدیریت

تعداد نمایش: 3990
عوامل موثر بر انگیزش کارکنان در سازمان‌ها

نظرسنجی از مدیران ارشد شرکت‌های بزرگ و موفقی که مجله معروف فورچون آنها را فهرست می‌کند، نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین دلیل شکست یا ناکامی مدیران از دیدگاه این مقامات، نداشتن مهارت‌های لازم در زمینه روابط انسانی است.

عوامل موثر بر انگیزش کارکنان در سازمان‌ها

منابع انسانی یا به عبارت بهتر سرمایه‌های انسانی از مهم‌ترین عوامل تولید در یک سازمان به شمار می‌رود.
نظرسنجی از مدیران ارشد شرکت‌های بزرگ و موفقی که مجله معروف فورچون آنها را فهرست می‌کند، نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین دلیل شکست یا ناکامی مدیران از دیدگاه این مقامات، نداشتن مهارت‌های لازم در زمینه روابط انسانی است.
تحقیقاتی نیز از نوع پیمایشی انجام شده است که نتایج آن نشان می‌دهد مهارت یا مساله روابط انسانی بالاترین اهمیت را در سازمان‌ها دارد.
مدیران با بهره‌گیری از این مهارت و با استفاده از دانش و سایر منابع سازمانی قادر به انگیزش کارکنان در جهت نیل به اهداف سازمانی خواهند بود. بنابراین پرسش مطرح شده آن است که عوامل موثر بر انگیزش کارکنان کدام است؟
در علوم اجتماعی برخلاف علوم تجربی نمی‌توان تاثیر یک متغیر را با ثابت نگه داشتن سایر متغیرها بر پدیده‌ای بررسی کرد. بنابراین برای بررسی عوامل موثر بر انگیزه کارکنان نیز نمی‌‌توان به یک یا چند عامل اشاره کرد و لازم است تا در یک بررسی کلی از تمامی جهات مورد ارزیابی دقیق قرار گیرد.
● تعریف
انگیزش در لغت به معنای انگیختن، تحریک و ترغیب کردن و انگیزه به معنای آنچه که کسی را به کاری برانگیزد، هست پس انگیزش را می‌توان نیرویی پیش‌برنده به شمار آورد.
برای ایجاد انگیزش، لازم است که نیازها شناسایی و در جهت ارضای آنها تلاش شود.
در یک سازمان توجه به دید مشترک و انگیزش در فعالیت‌های درون سازمانی اهمیت بسیار دارد.
چالش اصلی یک سازمان ایجاد تعادل میان اهداف کلی و مشخص آن سازمان و ارزش‌های شخصی کارکنان است؛ بنابراین انگیزش محصول مشارکت و نتیجه رابطه متقابل (تعامل) فرد با موقعیتی است که در آن قرار می‌گیرد.
● عوامل موثر بر ایجاد انگیزه
در یک بررسی کلی می‌توان گفت: انگیزه زمانی به وجود می‌آید که در کارکنان احساس امنیت و ثبات شغلی، مشارکت و نقش موثر در سازمان و همچنین شادابی و نشاط وجود داشته باشد. هر یک از این موارد نیز نتیجه عوامل فرد دیگری است که به آنها اشاره می‌شود:
در یک سازمان موفق اولین و مهم‌ترین رکن موفقیت را انتخاب صحیح و به جای کارکنان می‌دانند. امروزه نیروی کار توقعات بیشتری دارد و برای کار و زندگی مطلوب کاری اهمیت خاصی قایل است. در نتیجه متخصصان امور نیروی انسانی باید مشاغل را طوری طراحی کنند که کار در محیط سازمان برای کارکنان مطلوب و رضایت‌بخش باشد.
شغل مناسب براساس دانش، مهارت، تجربه، علاقه و خصوصیات و توان فردی در انجام یک وظیفه معین تبیین می‌گردد و لازم است تفکیک شغلی برپایه توانایی‌های فردی باشد و تقسیم تخصصی کار صورت گیرد.
حین به‌کارگیری مشاغل و مهارت‌های گوناگون نباید از جریان صحیح اطلاعات نیز غافل ماند؛ چرا که به تبادل اطلاعات مفید سازمانی کمک می‌کند. به هنگام سازماندهی مجدد به عنوان حامل انگیزشی مهم در همسو نمودن کارکنان با اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت سازمانی یاری می‌رسانند.
عامل بعدی در ایجاد انگیزه، محرک‌های مادی است. یکی از چالش‌های مهم شرکت‌ها تحول روش‌های پاداش است که مردم را بر می‌انگیزد. هرچه فردی کمتر پول به دست آورد، اهمیت مقدار حقوقش بیشتر می‌شود. هرچه افراد پول بیشتر به دست آورند و بیشتر برای کاری که انجام می‌دهند دلسوزی کنند، اهمیت نسبی پول برایشان کمتر می‌شود و پول جایش را به قوه تشخیص برای نیل به هدف و آزادی عمل می‌دهد. به همان اندازه که رقابت بین افراد با صلاحیت شدیدتر می‌شود. مشوق‌های مادی به تنهایی نمی‌توانند افراد درستکار را جذب کنند.
برای کسانی که نگرانی مادی ندارند، حس رفاه مهم‌تر از پول است و عواملی که بر رفاه تاثیر می‌گذارند، عبارتند از: ارتباطات انسانی، اعتماد متقابل، حس ارج‌نهاده شدن و احساس وجود عدالت. به علاوه، فرصت یادگیری مطالب جدید و درک استعداد شخصی به ایجاد حس مثبت در افراد کمک می‌کند. مشوق‌های مثبتی هم که نیازهای معنوی و عاطفی افراد را ارضا نمایند، موثرتر از انگیزانند‌ه‌های منفی به شکل تهدیدها یا مجازات‌ها هستند.
سلامتی و نشاط از دیگر عوامل موثر بر ایجاد انگیزه هستند. هنگامی که شخص احساس تندرستی و شادابی کند به آسانی خسته نمی‌شود، کمتر بیمار می‌گردد، فعالیت و کار برای وی شوق‌انگیز و فرح‌بخش می‌شود و با انگیزه و شور وشوق مثبت به کار روی می‌آورد. طبق بررسی‌های به عمل آمده، هزینه تامین تندرستی و شادابی کارکنان به جهت افزایش توان کاری و در نهایت سود شرکت، از هزینه درمان بیماری‌ها و عدم سود ناشی ازسستی و رخوت کارکنان بیشتر نخواهد بود.
یکی دیگر از مسائل مهم در ترغیب و تشویق کارکنان به ارائه کار بهتر و ایجاد انگیزه در آنان، شیوه‌های ترفیع شغلی و سازمانی است که اغلب بر پایه ارشدیت است. مطالعات نشان می‌دهد ترفیعاتی که بر مبنای ملاحظاتی غیر از توانایی و لیاقت است، اغلب به نتایجی نادرست می‌انجامد. برای کسانی که به‌ویژه در رده مدیریت هستند، مهم است که از توانایی‌های واقعی خود‌آگاه باشند و کارهایی را بپذیرند که با آن توانایی‌ها سازگار باشند. این رازی است که اشتغال را دلپذیر و خشنود‌کننده می‌سازد و کارایی فرد را در سازمان افزایش می‌‌دهد. به عنوان یک کارمند شرکت نیز کامیابی در وظایف شغلی از راه کوشش آگاهانه و با جدیت به دست می‌آید. مهم آن است که در هر مرحله شغلی توانمندی‌ها و شایستگی‌ها به درستی اندازه‌گیری شده و راه‌های پیشرفت آنها بررسی و دنبال شود. در این راه باید قابلیت‌ها از طریق ارزیابی و نتیجه‌گیری افزایش پیدا کند.
به این ترتیب ارزیابی مستمر از عملکرد کارکنان یک شرکت طی دوران‌ کاری ضروری به نظر می‌رسد. منظور از ارزیابی عملکرد، فرآیندی است که به وسیله آن کار کارکنان در فواصلی معین و به طور رسمی مورد بررسی و سنجش قرار می‌گیرد. شناخت کارکنان قوی و اعطای پاداش به آنها و از این طریق ایجاد انگیزه برای بهبود عملکرد آنان و سایر کارکنان از جمله علل اصلی ارزیابی عملکرد است. از اطلاعاتی که در نتیجه ارزیابی عملکرد کارکنان به دست می‌آید می‌توان در برنامه‌ریزی نیروی انسانی، کارمندیابی و انتخاب، آموزش و تربیت کارکنان، تعیین مسیر شغلی، حقوق و مزایا و شناخت استعدادهای بالقوه کارکنان استفاده نمود.
آخرین محرک انگیزه در کارکنان سازمان که مورد بررسی قرار خواهد گرفت فرآیند آموزش است. هدف از آموزش آن است که با افزودن به دانش شغلی فرد یا با آموزش مهارت‌ها و تخصص‌های به خصوص، رفتار و نگرش او در جهت مطلوب یعنی نیل به اهداف سازمانی تغییر کند، برای نیل به اهداف، هر سازمانی باید کادری از نیروهای لایق و کارآمد در اختیار داشته باشد. از این رو لازم است افرادی که به استخدام سازمان در می‌آیند، علاوه بر برخورداری از آموزش رسمی و همگانی، به آموزش تخصصی و حرفه‌ای نیز دست یابند تا دانش فنی و مهارت‌های لازم را برای انجام شایسته وظایف محوله به دست آورند.
آموزش خواست افراد تازه وارد نیست، بلکه برای کارکنان با سابقه و با تجربه نیز باید بنا به ضرورت، دوره‌هایی ترتیب داد. در واقع تمام کارکنان در طول عمر کاری خود باید به طور مداوم و مستمر آموزش ببینند تا در سمتی که انجام وظیفه می‌نمایند حداکثر کارایی و بهره‌وری را داشته باشند. یکی از اهداف اولیه در هر دوره آموزشی، ایجاد طرز فکر صحیح نسبت به کار و سازمان است و انتظار می‌رود پس از پایان دوره، بینش و نگرشی در کارکنان به وجود آمده باشد تا رفتار آنها را در جهت مطلوب و همکاری موثر با سازمان تغییر دهد و ذهن آنان طوری شکل گیرد که از اهداف سازمان پشتیبانی نمایند.

منبع:

محبوبه درخشانی
کارشناس ارشد مطالعات اقتصادی
روزنامه دنیای اقتصاد

پایان مطلب
ارسال نظر
نظرات
m11320040 : تقدیر و تشکر
5/9/1387 - خواهشمندم پیرامون مدیریت تعارض نیز مطلبی را درج نمایید.با سپاس مجدد
+ نوشته شده در  87/11/29ساعت 13:42  توسط افشار  | 

 7 : دانشکده علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني سبزوار(اسرار) پاييز 1382; 10(3 (مسلسل 29)):73-79.
 
بررسي ارتباط عزت نفس با فرسودگي شغلي در پرستاران شاغل در بيمارستان هاي دانشگاه علوم پزشكي مشهد
 
يعقوبي نيا فريبا,مظلوم سيدرضا,صالحي فدردي جواد,اسماعيلي حبيب اله
 
 
 

فرسودگي شغلي بعنوان پيامد استرس شغلي يكي از معضلاتي است كه در ميان افراد شاغل در حرفه‌اي ياري‌دهنده از جمله پرستاري به ميزان زيادي مشاهده مي‌شود و مي‌تواند تاثيرات سوئي بر مراقبت از بيمار، سلامت جسمي - روحي پرستار و هزينه‌هاي پرسنلي و درماني بجا بگذارد. در اين پژوهش توصيفي همبستگي كه با هدف تعيين ارتباط عزت نفس با فرسودگي شغلي در پرستاران شاغل در بيمارستان‌هاي دانشگاه علوم پزشكي مشهد انجام تعيين شده است، 178 پرستار به روش طبقه‌اي، خوشه‌اي و تصادفي انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. گردآوري اطلاعات از طريق پرسشنامه مشخصات دموگرافيك، پرسشنامه عزت نفس كوپراسميت و پرسشنامه فرسودگي مسلاچ صورت گرفت. نتايج پژوهش نشان داد كه 60.1 درصد واحدهاي پژوهش عزت نفس متوسط داشته‌اند. در رابطه با فراواني ابعاد سه‌گانه فرسودگي، 53.4 درصد افراد سطح متوسط تا بالاي فراواني فقدان موفقيت فردي را گزارش كردند. همچنين در مورد شدت ابعاد سه‌گانه، 29.4 درصد افراد سطوح متوسط تا بالاي شدت تحليل عاطفي، 59.5 درصد سطوح متوسط تا بالاي شدت مسخ شخصيت و 75.3 درصد سطوح متوسط تا بالاي شدت فقدان موفقيت فردي را داشته‌اند. نتايج آزمون همبستگي نيز نشان داد كه بين عزت نفس و فراواني تحليل عاطفي ارتباط خطي معكوس معني‌داري وجود دارد. همچنين بين عزت نفس و فراواني مسخ شخصيت و شدت مسخ شخصيت ارتباط معكوس معني‌داري وجود دارد. از طرفي بين عزت نفس و فراواني فقدان موفقيت فردي و شدت فقدان موفقيت فردي ارتباط خطي مستقيم معني‌داري وجود دارد. بنابراين پيشنهاد مي‌شود كه علل و عوامل فرسودگي مورد بررسي دقيق‌تر قرار گرفته و توجه به عزت نفس و بكار بردن روش‌هاي ارتقا بعنوان راهبردهاي در پيشگيري و كاهش فرسودگي مدنظر باشد.

 
+ نوشته شده در  87/11/27ساعت 15:22  توسط افشار  | 

 

اطلاعیه نمرات در سال 1388- 1387 نیمسال اول

ردیف شماره درس نام درس واحد نام استاد نمره وضعیت نمره شماره لیست نمره وضعیت لیست نمره شاخص نمره درخواست تجدید نظر
1 531 انقلاب اسلامی ایران 2.00 محمدرضا جواهری 18.25 عادی 8711601 امضاء دیجیتال
2 21240084 مبانی فلسفه1 2.00 جهانگیر مسعودی 18.75 عادی 8712410 امضاء دیجیتال
3 21240131 آماردرعلوم اجتماعی 2.00 احمدرضا اصغرپور ماسوله 16.50 عادی 8712413 تائید استاد
4 21240153 زبان تخصصی-مطالعه متون علوم اجتماعی-2 2.00 حسین بهروان 15.50 عادی 8712416 امضاء دیجیتال
5 21241032 نظریه های جامعه شناسی1 2.00 غلامرضا صدیق اورعی 10.75 عادی 8712427 خام
6 21242057 جامعه شناسی خانواده 2.00 سیدعلی حائری زاده 16.50 عادی 8712447 امضاء دیجیتال
7 21242091 جامعه شناسی ایلات وعشایر 2.00 سیدعلی حائری زاده 12.00 عادی 8712457 امضاء دیجیتال
8 21243129 جامعه شناسی پزشکی 3.00 علی اصغر سیلانیان طوسی 15.50 عادی 8712469 تائید استاد
9 21243232 جغرافیای انسانی ایران 2.00 مجیدرضا کاتبی 18.00 عادی 8712474 تائید استاد

دانشجوی گرامی : نمراتی که مشاهده می کنید نمرات لیست های نمره هستند و هنگامی در کارنامه شما درج می شوند که وضعیت آنها تایید مدیریت امور آموزشی یا امضاء دیجیتالی باشد.

+ نوشته شده در  87/11/26ساعت 13:17  توسط افشار  | 

 

برنامه امتحاني در سال 1388- 1387 نیمسال دوم

برنامه امتحانی
شماره درس گروه درس نام درس نام استاد روز امتحان ساعت امتحان تاریخ امتحان مکان( شماره کلاس) شرح
21241087 51 نطریه های جامعه شناسی -2 محمد مظلوم خراسانی سوم 16 0
21242024 51 جامعه شناسی روستائی علی اکبر مجدی چهارم 16 0
21242080 51 جامعه شناسی سازمانها محسن نوغانی دخت بهمنی پنجم 16 0
21242013 51 جامعه شناسی ارتباطات جمعی علی اصغر سیلانیان طوسی ششم 14 0
21240119 51 روانشناسی اجتماعی علی اصغر سیلانیان طوسی نهم 16 0
511 13 اندیشه اسلامی-1 (مبدا و معاد) فهیمه شریعتی نهم 8 0 محل تشکیل کلاس و محل برگزاری امتحان دانشکده ادبیات است.
21240120 51 روشهای مقدماتی تحلیل جمعیت غلامرضا حسنی درمیان هشتم 14 0
21243072 51 مبانی فلسفه -2 جهانگیر مسعودی دوازدهم 14 0

+ نوشته شده در  87/11/26ساعت 13:16  توسط افشار  | 

 

برنامه هفتگي در سال 1388- 1387 نیمسال دوم

  6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20
شنبه اندیشه اسلامی-1 (مبدا و معاد)(2.00), فهیمه شریعتی, کلاس (0) شروع زوج جامعه شناسی سازمانها(3.00), محسن نوغانی دخت بهمنی, کلاس (17) شروع زوج روشهای مقدماتی تحلیل جمعیت(2.00), غلامرضا حسنی درمیان, کلاس (17) شروع زوج
یکشنبه جامعه شناسی روستائی(3.00), علی اکبر مجدی, کلاس (17) شروع زوج جامعه شناسی ارتباطات جمعی(2.00), علی اصغر سیلانیان طوسی, کلاس (17) شروع زوج
دوشنبه جامعه شناسی سازمانها(3.00), محسن نوغانی دخت بهمنی, کلاس (17)* شروع زوج نطریه های جامعه شناسی -2(3.00), محمد مظلوم خراسانی, کلاس (17) شروع زوج
سه شنبه جامعه شناسی روستائی(3.00), علی اکبر مجدی, کلاس (0)* شروع زوج روانشناسی اجتماعی(3.00), علی اصغر سیلانیان طوسی, کلاس (17)* شروع فرد
چهارشنبه نطریه های جامعه شناسی -2(3.00), محمد مظلوم خراسانی, کلاس (17)* شروع زوج مبانی فلسفه -2(2.00), جهانگیر مسعودی, کلاس (17) شروع زوج روانشناسی اجتماعی(3.00), علی اصغر سیلانیان طوسی, کلاس (17) شروع فرد
پنجشنبه
جمعه

تعداد واحدهای مورد قبول: 20

شنبه، 26/11/1387 ساعت 13:02:24
+ نوشته شده در  87/11/26ساعت 13:15  توسط افشار  |